ایران کارتون:
معرفی؟
بهرام ارجمندنیا هستم، متولد ۱۳۴۴ تهران، در خانواده ای متولد شده ام که به واسطه هنرمند بودن پدرم در آن هنر حرف اول را می زد و با اتمام تحصیل در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران وارد فضای کار حرفه ای شدم. در فضای کاری بیرون هم مشغول فعالیت هایی در زمینه نقاشی، انیمیشن، کارتون و کاریکاتور و تصویرسازی بوده ام و بعضی از این رشته ها را هم تدریس می کنم.
چرا کاریکاتور؟
به نظرم کاریکاتور و کارتون در حال حاضر جایگاه مناسبی در دنیا برای خودش پیدا کرده و چون بازتاب نتیجه آن خیلی سریع و از طریق مطبوعات در قسمت ژورنالیستی و نمایشگاهی از طریق نمایشگاه های بین المللی صورت می پذیرد، قالب و شاخه خوبی برای ارائه دادن ایده های هنری یک هنرمند به شمار می رود.
در مورد کاریکاتورهایتان براي ما بگوييد؟
همانطور که گفتم کارتون های من شامل دو بخش مطبوعاتی و نمایشگاهی است. در بخش اول معمولا موضوعات کارها مربوط به اخبار و حوادث روزمره و در بخش دوم که مربوط به جشنواره ها و مسابقات کارتون و کاریکاتور می شود و بعضا در قالب نمایشگاه های انفرادی هم ارئه داده ام.
معمولا اجراي آثارتان چقدر زمان ميبرد؟
بسته به نوع کار دارد، شده کاری را بین دو تا سه ساعت کار کرده و تحویل داده ام و بعضی وقتها هم کاری ممکن است تا دو سه روز طول بکشد تا به نتیجه دلخواهم تبدیل بشود.
بهترین کاریکاتوریست ایرانی و خارجی؟
بهترین کاریکاتوریست ایرانی را کامبیز درم بخش می دانم. اگر کاریکاتور ایران را به شناسنامه تشبیه کنیم، کامبیز درم بخش عکس آن شناسنامه است.
در مورد کاریکاتوریستهای خارجی هم باید بگویم کار تعداد زیادی از آنها را دوست دارم ولی در بین آنها هیشه کینو را از بقیه می پسندم
بهترین اثری که تا بحال کشیدید؟
یکی از بهترین کارهایم با موضوع مهاجرت است و در آن شخصی را کشیده ام که روبروی تعدادی موش و گربه قرر گرفته است.
بهترین اثری که تا به حال دیدید؟
اکثر کارهای کینو رو دوست دارم، ولی یکی از اونها رو بیشتر از بقیه، توی اون کارتون یه مرد به فروشگاه لوازم موسیقی مراجعه کرده و از صاحب مغازه یک باریتون (ساز بادی بزرگ) درخواست می کند و صاحب مغازه با توجه به جثه مرد یک سوت سوتک بهش می دهد.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
بعضی وقتها نقاشی می کشم، نقاشی رنگ و روغن رو دوست دارم، سفارشات تصویرسازی هم دارم و بخشی از وقتم هم به تدریس اختصاص داده و همچنان با نمایشگاه ها و مسابقات کاریکاتور هم مشغول و فعالم.
شیوه سوژه یابی؟
چندین روش برای سوژه یابی دارم ولی معمول ترین اونها مطالعه راجع به موضوع است و بعد ایجاد یک فضای فکری آرام برای متمرکز شدن روی سوژه. و آن وقت سوژه را از وایای مختلف بررسی کردن و بهش پراختن و در نهایت به یک ایده جدید دست پیدا کردن.
در ارتباط با ايدهيابي براي آثارتان توضيح دهيد؟
ایده یابی برای کارهایم معمولا وقت زیادی از من می گیرد چون همیشه دوست دارم ایده جدید و نویی رو از زاویه دیدی که دیگران به آن نپرداخته اند پیدا کنم.
تکنیک کاری تون؟
معمولا آثارم پر کاره و اجرای آنها سنگین و مشکل هستند ،در سالهای اخیر اکثر کارهام رو دیجیتالی کار می کنم. ولی در گذشته با آب رنگ و اکولین و مداد رنگی و پاستل.
در کاریکاتور چهره بیشتر اغراق ظاهر براتون مهمه یا نشون دادن شخصیت درون؟
هر دو، به نظرم کاملا با هم مرطبت اند. خصوصا در کاریکاتور چهره اگر طراحی قوی نباشد توان نشان دادن شخصیت درونی سوژه هم میسر نیست و لااقل تاثیر کافی روی مخاطب نمی گذارد.
ویژگیهای یک کاریکاتور خوب؟
طراحی و در صورت لزوم رنگ گذاری قوی و قدرتمند و اجرای یک کار و تصویر بدون اضافات و همه اینها در خدمت یک سوژه بکر و تازه و جدید از دریچه دید و جهانبینی هنرمند است.
اگر کاریکاتوریست نمی شدید؟
می گشتم دنبال یک قالب مناسب دیگر برای جاری شدن ایده ها و فکرهایم
اگر پاک کنی داشتید که می تونست یکی از خصوصیاتتون رو پاک کنه کدوم رو پاک می کردید؟
زود باوری ام را
اولین جایزه ای که گرفتید؟
یک سکه طلای کامل در مسابقات کاریکاتور در نمایشگاه کتاب و مطبوعات
جایزه ای که نگرفتید و فکر می کردید حتما می گیرید؟
ای بابا!! بیخیال ... این روزها دیگه داوری ها خیلی عجیب و غریب شده اند، قبلا می گفتم سلیقه ای است ولی الان تشابهات ناگریز جایش رو داده به تشابهات تعمدی، در یک چنین فضایی نه من، خیلی ها توقع دارن که کارشون جایزه ببره و رتبه خوبی کسب کند.
بهترین خاطره از دنیای کاریکاتور؟
زمانی که اولین بار توی یک مسابقه بین المللی که اکثر کارتونیست های معروف دنیا شرکت کرده بودند نفر اول شدم، مثلا اسم کوزوبوکین رو بعد از اسم خودم دیدم و برای مراسم اهدای جوایز که پله های سالن رو طی می کردم، احساس کردم بزرگترین کاریکاتوریست دنیا شدم.
بهرام ارجمندنیا در یک جمله؟
جمله اش خیلی طولانی میشه، سرتون رو درد نمیارم.
شباهت زندگی تون با کاریکاتوراتون؟
شوخی کردن رو دوست دارم ولی این که می گم اصلا از جنس کارهام نیست.
بزرگترین آرزو در عرصه کاریکاتور؟
اینکه کاریکاتور دوباره به روزهای خوبش و نقطه اوجش برسه و توی موزه هنرهای معاصر جای سوزن انداختن نباشه و هر طرف نگاه می کنی یکی از ابرقدرت های کاریکاتور رو ببینی.
دوست دارید آخرین کارتون با چه موضوعی باشه؟
مهاجرت یا پایان
اولین چیزی که با دیدن این اسامی به ذهنتون میرسدچیست؟
بهرام عظیمی: باهاش خسته نمی شی، خیلی باحاله
کامبیز درم بخش: یک اسطوره در کاریکاتور دنیا
ایران کارتون: خیلی می خواد کیهان کاریکاتور باشه، ولی نمی شه!!
فتوشاپ: خیلی پیشرفت کرده، قبلا CD نرم افزارش رو از کنار خیابان می خریدیم ۲۰۰۰ تومان اما الان ۱۰۰۰۰ تومان می خریمش روی DVD اون هم از مغازه!
پالت رنگ: همیشه خودش تبدیل می شه به یک اثر هنری
معجزه: به نظرم یک کارتون می تونه تبدیل بشه به یک معجزه، می تونه سرنوشت یک جامعه رو تغییر بده، می تونه باعث بیداری اذهان جوامع مختلفی توی دنیا بشه و می تونه اینقدر توانمند بشه که با یک تصویر ساده در یک قاب کوچک به اندازه یک کتابخانه پر از کتاب حرف برای گفتن داشته باشه.
فیروز ارجمندنیا: خستگی ناپذیر، همیشه پویا و فعال، یک معلم خوب و پدری مهربان
سوالی که اگر جای ما بودید از خودتون می پرسیدید؟
سوال که همیشه زیاده، کسی نیست به اونها جواب بده!!
تا حالا شده توی خواب ایده ای به ذهنتون برسه و وقتی بیدار شدید اجراش کنید؟
در گذشته و سالهای اول کارم همیشه یک یادداشت کوچک کنار بالشم می گذاشتم که اگر سوژه ای به ذهنم رسید بنویسم تا یادم نره اجراش کنم و بعضی وقتها هم همینطور می شد، ولی الان تا سرم رو رو روی بالش می گذارم به سومین گوسفند نرسیده خوابم می بره.
حرف آخر؟
حرف آخر اینکه برای کارتون و کاریکاتور ایران آرزوی سلامت و روزهای خوبی دارم و امیدوارم هیچوقت مثل حالا بیمار نباشه.